سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

364

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

ودر حقيقت به نقل اين حديث واين ‹ 462 › استدلال در تفضيح أبو بكر وعمر به غايت قُصوى كوشيده ; زيرا كه تهديد عمر به احراق بيت حضرت فاطمه ( عليها السلام ) وقصد سوختن آن ، به جمع أسباب احراق ثابت شده ، ورضاى أبو بكر بلكه ارسال أو براي اين شنيعه نيز ثابت است ، پس متحقق شد كه عمر وأبو بكر هر دو به احراق بيت ذريه طاهره راضى شدند ، وبر چنان امرى شنيع - كه مخاطب آن را مستحيل عادى مىداند - دل نهادند ، وسعى در آن كردند . واگر چه نزد أهل سنت به ظاهر مستبعد است كه عمر با وصف ادعاى اسلام ، - بلكه امامت أهل اسلام ! - سعى در احراق آن خانه فيض كاشانه كه خداى تعالى مدح آن كرده ، وجناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) آن را از أفاضل بيوت أنبياء ( عليهم السلام ) گفته نمايد ، واز غايت وقاحت حرف سوختن آن بر زبان آرد ، ليكن چون آن بي باك در مراتب كفر ونفاق وخبث وشقاق يكتاى آفاق بود ، از هيچ امرى مبالات نداشت ، وچنين كفريات صريحه را بر زبان مىآورد ، وسعى در چنين شنايع عظيمه به كار مىبرد ، وأبو بكر هم بر اين حركات عنيف وكلمات سخيف أو راضى بود . ولله الحمد والمنّة كه ثبوت اين امر دافع استبعاد بسيارى از دعاوى أهل حق است كه أهل سنت آن را هم محال عادى دانند ، وخلفاى ثلاثة مرتكب آن شده‌اند ، وخرق عادت در آن كرده ، واگر أهل سنت به اين وجه معتقد كرامات وخرق عادات براي شيخين وثالث ايشان شوند رواست ! واگر به